ابوعلی سینا؛مرجع جهان پزشکی

روز اول شهریورماه، به پاس بزرگداشت ابوعلی سینا ستاره پرفروغ عرصه طب در ایران، روز پزشک نامیده شده است.

در دنیای امروز کمتر ملتی است که به مفاخر گذشته خود توجه نکند زیرا یکی از علایم حیات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفی، علمی، فرهنگی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و ملی آنهاست که با وجود گذشت روزگار، سیر زمان و وقوع حوادث ناگوار با هزاران خون دل برای آینده گان به میراث گذاشته‏ شده است و باید آن را گرامی و عزیز داشت و بارور ساخت.

ابن سینا (شیخ الرئیس ابوعلی سینا) یا پورسینا دانشمند، فیلسوف و پزشک ایرانی، ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته ‌است که تعداد زیادی از آنها در مورد پزشکی و فلسفه ‌است. جرج سارتون او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همه ی زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است.

شیخ الرئیس به قولی در ماه صفر سال ۳۷۰ هجری قمری (مطا بق ۹۸۰ میلادی ) از پدری بلخی به نام عبدالله و مادری بخارایی به نام ستاره در قریه خورمیثن (قریه ای میان بلخ و بخارا) چشم به جهان گشود.

شرکت در جلسات بحث از دوران کودکی، بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت. استعداد وی در فراگیری علوم، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند و چنین شد که وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت.

تا آنجا که پادشاه بخارا، نوح بن منصور ( ۳۶۶ تا ۳۸۷ هجری قمری ) به علت بیماری خود، وی را به نزد خود خواست تا او را مداوا نماید. ابوعلی سینا بعد از مداوا از نوح تقاضا کرد تا به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از آن استفاده نماید. این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت. به این ترتیب وی توانست با استفاده از این کتابخانه در علوم مختلف از جمله حکمت،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد.

بخشی از زندگی نامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابوعبید جوزجانی بدین شرح است:
دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم، آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد. او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست. پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. وقتی که او به خانه ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت، من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم. در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ به دست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

ابوعلی سینا همچنین در شرح حالی که خود نگاشته است درباره منابع کتابخانه عظیم دربار سامانی می گوید: هر چه از آنها را که بدان نیاز داشتم خواستم و کتاب هایی یافتم که نام آنها به بسیاری از مردم نرسیده بود و من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم. پس این کتاب ها را خواندم و از آنها سود برداشتم و اندازه هر مردی را در دانش دریافتم و چون به سن هجده سالگی رسیدم، از همه این دانش ها فارغ آمدم.

وی با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک حاکم همدان، را به دنبال داشت. بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است. وقتی در دربار امیر بود و آسایش کافی داشت و دسترسی اش به کتب میسر بود،‌ به نوشتن کتاب قانون در طب و کتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول شد که اوج کمال تفکر قرون وسطی است و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر جهان به شمار میرود.

اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های کوچک می نوشت. از میان تألیفات ابن سینا،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است. کتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه، منطق، ریاضی، طبیعیات و الهیات نوشته شده است.

منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یکی از معتبرترین کتب منطق مطرح است و طبیعیات و الهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است. کتاب قانون در طب (در هفت جلد) نیز که تا قرن ها از مهمترین کتب طبی به شمار می رفت، شامل مطالبی درباره قوانین کلی طب، دواهای ترکیبی و غیر ترکیبی و امراض مختلف است. این کتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه، به زبان های لاتین و تا امروز به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایرانی نیز ترجمه شده است و به عنوان متن درسی طبی در اروپا تا سال ۱۶۵۰ میلادی به جای آثار جالینوس و موندینو در دانشگاه های Lavain و Monpellier تدریس می شد.

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است. او اقلیدس را ترجمه کرد. رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حرکت، نیرو، فضای بی هوا ( خلأ )، نور، و حرارت تحقیقاتی ابتکاری داشت.  رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود.

ابن سینا خرد مبتنی بر منطق داشت. او به واسطه عقل منطقی و نظام یافته خود حتی در طب نیز تلاش داشت مداوا را تا سرحد امکان تابع قواعد ریاضی سازد. تسلط بر فلسفه را کمال یک دانشمند می دانست. وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درک دقیق آن،‌ آن گونه که خود در شرح احوالش نوشته است، چهل بار کتاب علم الهی و یا مابعدالطبیعه (متا فیزیک) ارسطو را خواند و به حکم تصادف، با استفاده از کتابی که ابونصر فارابی درباره اغراض ما بعد الطبیعه نوشته بود، به معانی آن راه یافت.

ابوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است، زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول را داشت، در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.

بوعلی در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی کرد. اول دوره ای که پیرو فلسفه مشاء و شارح عقاید و معارف ارسطو بود و دوم دوره ای که از آن عقاید عدول کرد و به قول خودش طرفدار حکت مشرقین و پیرو مکتب اشراق شد.

ابن سینا قبل از ابن رشد بین فلسفه و احکام شریعت شکافی به وجود آورد و اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و کتاب الشفا او در حکم دایره المعارف فلسفی است. وی به پشتوانه تلاش یک صد ساله ای که پیش از او از سوی کسانی همچون رازی و فارابی برای شکل گیری فلسفه صورت گرفته بود، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد. با توجه به این که پیش از او مقدمات این کار فراهم شده بود، کار و وظیفه ابن سینا این بود که مشکلات و پیچیدگی ها را کشف و حل کند و آنها را به نحوی موجز شرح نماید. تأثیر آرای فلسفی ابن سینا، ‌همچون آموزه های طبی او، ‌علاوه بر قلمرو اسلامی، ‌در اروپا نیز امری قطعی است.

ابوعلی سینا در سال ۴۲۸ هجری قمری ، زمانی که تنها ۵۸ سال داشت،‌ در حالی رخت از جهان بربست که با ادای دین خود به دانش بشری، نامی به صلابت تمدن خراسانی از خود به جای گذاشت.

منابع:

aftabnews.ir

www.mashaheer.net