Traditional Medicine-Alireza Jafari (4)    معرفی دانشکده طب ایرانی

قدمت استفاده از گياهان و داروهاي طبيعي به ابتداي خلقت انسان بر مي گردد. بشر براي رفع آلام خود همواره مهمترين ابزاري که در اختيار داشته، مواد موجود در طبيعت بوده است و اين روند هم اکنون نيز با تمام پيشرفت تکنولوژي ادامه دارد. اوج گيري دانش بشري در امر تحقيقات و به دنبال آن ساخت داروهاي پر قدرت شيميايي موجب غفلتي چند از مقولۀ گياهان دارويي و طب سنتي گرديد. اما ظهور عوارض جانبي شديد داروهاي شيميايي و شيوع بيماريهاي سخت علاج نظير بيماريهاي خود ايمني و… موجب روي آوري مجدد مردمان به مکاتب ديگر درماني گرديد. به طوري که اهميت اين موضوع براي سازمان بهداشت جهاني نيز پوشيده نماند و پروتکلي براي ساماندهي طب هاي مکمل و جايگزين به تصويب اين سازمان در سال 2000 ميلادي رسيد. در کشور ما نيز از آنجا که طب سنتي، داروهاي گياهي و طب مكمل واژه هايي هستند كه سال هاست در نظام سلامت ما حضور گنگ و نامشخصي دارند و نياز به ساماندهي آنها احساس مي شد و از طرف ديگر در روند پيشرفت هاي جهاني پيروي از رهنمون هاي سازمان بهداشت جهاني امري اجتناب ناپذير مي نمود، مقدمات راه اندازي و تصويب رشته طب ایرانی در سال 1385 در وزارت بهداشت فراهم گرديد. چهار دانشگاه علوم پزشکي تهران، علوم پزشکي شهيد بهشتي، علوم پزشکي ايران و شاهد براي جذب دانشجو اعلام آمادگي کردند. با حمايت رئيس دانشگاه علوم پزشکي تهران جناب آقاي دکتر لاريجاني نخستين دانشکده طب ایرانی در دانشگاه علوم پزشکي تهران در سال 1386 افتتاح شد. اين واقعه برگ زريني گشت که به گفته بسياري از صاحبنظران، مجوز ورود تفکرات ابن سيناها و رازي ها پس از سالها به دانشگاه هاي علوم پزشکي گرديد.

MakeThumbnail.aspx    تعریف طب سنتی

در سال 1978 سازمان بهداشت جهاني بيانيه اي در زمينه توسعه طب سنتي منتشر نمود. در بيانيه مزبور طب سنتي به طور خلاصه اينگونه تعريف شده است: مجموعه تمامي علوم نظري و علمي که در تشخيص طبي، پيشگيري و درمان بيماري هاي جسمي، ذهني يا نابهنجاري هاي اجتماعي به کار مي رود و به صورت گفتاري يا نوشتاري از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته باشد.
در سال 2002 ميلادي سازمان بهداشت جهاني طب سنتي را با جزئيات بيشتري اينگونه تعريف نموده است: طب سنتي واژه اي کلي است که هم به سيستم هاي طب سنتي مانند طب سنتي چين، آيوروداي هند و طب يوناني عربي و هم به اشکال مختلف طب بومي اطلاق مي گردد. درمان هاي طب سنتي شامل دارو درمان (استفاده از گياهان دارويي، اجزاء حيواني و معدني) و روشهاي غير دارويي (مانند طب سوزني، ماساژ و درمان هاي روحي و رواني) مي باشد. در کشورهايي که سيستم خدمات پزشکي در آنها بر پايه طب مدرن استوار است، به جاي طب سنتي اغلب از واژه طب مکمل و طب جايگزين يا طب غير متعارف استفاده مي شود.
طب سنتي ايران، يک مکتب طبي کامل و پويا است که جهان را به عنوان نظام احسن و آفريده خالق عليم و حکيم مي نگرد و پزشک را از بابت تسلط و احاطه او به علوم مختلف و درک  صحيح او از جهان هستي حکيم ناميده است. ريشه هاي مکتب طب سنتي ايران به بيش از 3000 سال قبل مي رسد، طبق نقل سيريل الگود مورخ پزشکي قبل از طب يوناني وجود داشته است و ايرانيان اصول آن چيزي را که طب يوناني ناميده شده، به يونانيان تعليم دادند و در ايران قديم وضعيت طب پيشرفته تر از آشور بود. ستارگان طب سنتي ايران مانند ابن سينا، رازي، علي بن عباس اهوازي، ابن ابي الصادق نيشابوري، سيداسماعيل جرجاني و عماد الدين محمود شيرازي حدود هشت قرن هدايت دانشگاه هاي طب در غرب و شرق را بر عهده داشتند. دکتر نرمن هاوارد جونز در مجله سازمان بهداشت جهاني در سال 1972 مي نويسد: مهمترين مولف کتابهاي طبي در اسلام ابو علي الحسين ابن سينا مي باشد. کتاب طبي او به مدت 500 سال در دانشکده هاي پزشکي اروپا و آسيا تدريس مي شده است.

chinese-herbal-medicine   منطق علمی طب سنتی ایران

اصول روش تغذيه در مکتب طب سنتي ايران بر يک جمله استوار است و آن اينکه بر هر فرد لازم است تغذيه اي مخصوص به خود بر اساس مشخصات فردي خود داشته باشد. طب سنتي ايران بر پيشگيري از بيماريها با آموزش روش صحيح زندگي تأکيد دارد و پزشک موفق را پزشکي مي داند که سلامتي جامعه را حفظ نمايد و خود به خود با اين تدابير تعداد بيماران و مصرف دارو کاهش خواهد يافت. با اين رويکرد طب سنتي ايران بيماري ها را به سه دسته تقسيم بندي مي کند:

الف) بيماري هاي سوء مزاج: افرادي هستند که معمولا اصول تغذيه اي مناسب مزاج خود را رعايت نکرده اند و دچار کثرت يا غلبه يک يا دو کيفيت از کيفيات چهارگانه (سردي،گرمي/خشکي يا رطوبت) در بدن خود شده اند.
ب) بيماري هاي سوء ترکيب: بيماري هايي است که ترکيب و يا تعداد طبيعي قسمتي از بدن را دچار اشکال می کند. مانند کسي که بدون قسمتي از بدن به دنيا مي آيد (مرومليا)
ج) بيماري هاي تفرق و اتصال: که در اينجا اتصال طبيعي در يک عضو از بين مي رود (مثلا در شکستگي ها) و يا تفرق طبيعي از بين می رود (مثلا اندامي به علت بد جوش خوردن دچار محدوديت حرکت می شود).

بعد از تشخيص نوبت به درمان مي رسد که مراحل درمان در طب سنتي ايران به اين نحو است که در گام اول تدابير بالاغذيه مي کرده اند يعني با اصلاح برنامه غذايي اقدام به درمان بيماريها مي کرده اند. اگر بيمار با اين روش جواب نمی گرفت نوبت به تدابير بالادويه مي رسيد، يعني دارودرماني و در گام آخر اگر بيماري شديدتر بود، نوبت به کارهاي با دست (تدابير باليد) نظير جراحي ها ، فصد و … می رسيد.